اولین شهربازی رفتن آرش جونم
سلام گل پسرم.این آخر هفته مهمون داشتیم.خالمو و مامان بابایی. چند تا کارت شهربازی داشتیم گذاشته بودیم دور هم جمع شدیم بریم. پنجشنبه (هشت مرداد) شام رفتیم بیرون.بعد از شامم رفتیم شهربازی. شما اولین بارت بود که میرفتی گلم.منم چند سال بود نرفته بودم. خواستم ترافیک بچه (ماشین) سوارت کنم که بابایی اولش موافقت نکرد.یه مدت تو شهربازی گردوندمت.شما هم لی صدا تو بغلم بودی به وسایلی که میچرخیدن نگاه میکردی.رفتیم کنار سرسره آبشار.به سرم زد ببرمت.یکی از کارتارو آوردم.به کسیم نگفتم.خودمم اولین بار بود که آبشار میرفتم. گذاشتم رو سرسره وبا پاهام محکم گرفتمت.صدات در نیومد تا اومدیم پایین.بلند که شدیم شروع کردی اه اه کردن که بازم ...
نویسنده :
مامان
12:29





